رفتن به محتوا
آهنگ
کاور آهنگ افسانه شیرین

افسانه شیرین

کلاسیک۴۶۱ بازدیدAfsaneh Shirin

دانلود آهنگ افسانه شیرین

اگر دانلود شروع نشد، روی دکمه نگه دارید و «ذخیره لینک» را بزنید.

متن آهنگ افسانه شیرین

شب چو در بستمو مست از می نابش کردمشب چو دربستمو مست از می نابش کردمماه اگر حلقه بدر کوفت جوابش کردمدیدی آن ترک خطا دشمن جان بودمراگر چه عمری به خطا دوست خطابش کردمای بیوفا راز دل بشنو ازخموشی من این سکوت مرا نا شنیده مگیرای آشنا چشم دل بگشا حاله من بنگر سو و سازه دلم را ندیده مگیرامشب که تودر کناره منی غمگساره منی سایه ات سرمن تا سپیده مگیرای اشک من خیزو پرده مکش پیش چشم ترم وقته دیدن او راه دیده مگیردل دیونه من به غیر از محبت گناهی ندارد خداداندشده چون مرغ طوفان که جزبی پناهی پناهی نداردخدا داندمنم آن ابره وحشی که درهر بیابان به تلخی سرشکی بیافشاندبجز این اشکه سوزان دل نا امیدم گواهی ندارد خدا داندای بی وفا راز دل بشنو از خموشی من این سکوت مرا نا شنیده مگیرای آشنا چشم دل بگشا حال من بنگر سوزو سازه دلم را ندیده مگیردلم گیرد هر زمان بهانه تو سرم دارد شوره ی جاودانه توروی دل بود بسوی آستانه ی توتا آید شب درمیان تیرگی ها گشاید تن روح من به شورو غوغاروکند چو مرغ وحشی سوی خانه ی توای بی وفا رازدل بشنو از خموشی من این سکوت مرا نا شنیده مگیرای آشنا چشم دل بگشا حال من بنگر سوز ساز دلم رو ندیده مگیرمنزل مردم بیگانه چوشد خانه ی چشم آنقد گریه نمودم که خرابش کردمشرح داغه دل پروانه چو گفتم با شمع آتیشی دردلش افکندم و آبش کردمغرق خون بود و نمیمرد زه حسرت فرهاد غرق خون بودو نمی مرد زحسرت فرهادخواندم افسانه ی شیرینو به خوابش کردمشب چو دربستم و مست از می نابش کردم ماه اگر حلقه بدر کوفت جوابش کردممنزل مردم بیگانه چو شد خانه ی چشم آنقدر گریه نمودم آنقدر گریه نمودم که خرابش کردمشرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع آتشی دردلش افکندم و آبش کردمغرق خون بود و نمی مرد ز حسرت فرهاد خواندم افسانه ی شیرینو به خوابش کردمدل که خون آب غم بود و جیگر گوشه درد بر سر آتش جوره تو کبابش کردمزندگی کردن من مردن تدریجی بود آنچه جان کند تنم آنچه جان کند تنم عمرحسابش کردمدل که خون آبه ی غم بود و جگر گوشه درد بر سره آتش جور تو کبابش کردمیار یاریار یارزندگی کردن من مردن تدریجی بود آن چه جان کند تنم آن چه جان کندتنمعمرحسابش کردمدل که خون آبه غم بود و جگر گوشه درد بر سر آتش جور تو کبابش کردمزندگی کردن من مردن تدریجی بود آن چه جان کندتنم عمر حسابش کردمای بی وفا راز دل بشنو از خموشی من این سکوت مرا نا شنیده مگیرای آشنا چشمه دل بگشا حاله من بنگر سوز و ساز دلم را ندیده مگیرامشب که تو در کنار منی غم گساره منی سایه ات سرمن تا سپیده مگیرای اشک من خیزو پرده مکش پیش چشم ترم وقته دیدن او راه دیده مگیردل دیوانه ی من به غیر از محبت گناهی نداردخدا داندشده چومرغه طوفان که جز بی پناهی پناهی ندارد خدا داندمنم آن ابر وحشی که در هر بیابان به تلخی سرشکی بیافشاندبه جز این اشک سوزان دل نا امیدم گواهی ندارد خداداندای بی وفا راز دل بشنو از خموشی من این سکوت مرانا شنیده مگیرای آشنا چشم دل بگشا حاله من بنگر سوزو ساز دلم را ندیده مگیردلم گیردهر زمان بهانه تو سرم دارد شور جاودانه ی تو روی دل بود به سوی آستانه ی توچوآید شب در میان تیرگیها گشاید پر روح من به شور و غوغاروکند چو مرغ وحشی سوی خانه ی توای بی وفا راز دل بشنو از خموشی من این سکوت مرا نا شنیده مگیرای آشنا چشم دل بگشا حال من بنگر سوزو ساز دلم را ندیده مگیر

درباره این آهنگ

آهنگ «افسانه شیرین» با صدای هایده را می‌توانید با دو کیفیت ۳۲۰ و ۱۲۸ دانلود کنید یا همین‌جا آنلاین بشنوید. متن کامل آهنگ هم در همین صفحه آمده است. تاریخ انتشار در سایت: ۲۹ آذر ۱۴۰۳.